Saturday, April 20, 2002

محمد بن حسين بن كثير خراز گويد: امام صادق(ع) به من �رمود:
- به بازار نمی روی؟ ميوه هايی به �روش می رسد و چيزهای ديگری را كه دلت می خواهد نمی بينی؟
گ�تم : چرا.
�رمود : بدان كه در برابر هرچه می بينی و نمی توانی بخری، برايت حسنه ای است.
(اصول كا�ی، شيخ كلينی)
حبابة الوالبيه گويد: اميرالمؤمنين(ع) را در محل پيش قراولان لشكر ديدم كه با تازيانه دوسری كه همراه داشت، �روشندگان ماهی بي �لس و مارماهی و ماهی زمار را - كه �روش آنها حرام است – می زد و می �رمود: ای �روشندگان� مسخ شده های بنی اسرائيل و لشكر بنی مروان!
�رات بن احن� نزد آن حضرت ايستاد و گ�ت : يا اميرالمؤمنين! لشكر بنی مروان كيانند؟
�رمود : مردميكه ريشها را می تراشيدند و سبيلها را تاب می دادند، سپس مسخ شدند. (اصول كا�ی، شيخ كلينی)

Friday, April 19, 2002

در احكام نكاح (قسمت ششم)
بدانكه در خوابيدن شب، پيش زنان، ميان مجتهدين اختلا� است كه آيا واجب است يا نه؟ بعضی از مجتهدين گ�ته اند كه واجب نيست، مگر آنكه ميان ايشان ابتدا قسمت كند و بعضی از مجتهدين بر آنند كه اگر كسی يك زن داشته باشد، قسمت واجب نيست. پس اگر مرد زياده از يك زن دائمی نداشته باشد، بر او لازم است كه در هر چهارشب، يك شب نزد او بخوابد. پس اگر دو زن داشته باش، دو شب پيش ايشان بخوابد و دو شب ديگر هرجا كه خواهد بخوابد. و اگر چهار زن دائمی داشته باشد، واجب است كه هر شب پيش يكی از ايشان بخوابد؛ و روز پيش زنان بودن لازم نيست.
و درشب خوابيدن ميان زنان، ابتدا به زنی كند كه نام او به قرعه بيرون آيد. و اگر كسی يك زن آزاد داشته باشد و يك كنيز، دوشب پيش زن آزاد بخوابد و يكشب پيش كنيز و پنج شب ديگر ه�ته(؟) هر جا كه خواهد، بخوابد.
و اگر شوهر به س�ر رود، شب خوابيدن پيش زنان ساقط می شود، و آيا قضای آن بر شوهر واجب است يا نه؟ ميان مجتهدين در اين باره اختلا� است.
و اجب در شب خوابيدن پيش زن آن است كه نزديك او بخوابد، اما دخول كردن بر زن لازم نيست، مگر در چهارماه يكنوبت.
و كسيكه بواسطه مانعی شب پيش زنان خود نتواند خوابيد، همچون پاسبانان و شبگردان، روز� ايشان به جای شب ايشان است.
و اگر دختر بكر به خانه شوهر آرند، بايد ه�ت شب پيش او بخوابد، و اگر بكر نباشد، سه شب پيش او بخوابد.
و جائز نيست كه زن عوض شب خوابيدن، چيزی از شوهر بگيرد، و اگر شوهر در شب پيش زنان ظلم كند، واجب است كه آنرا قضا كند، بقدر آنچه پيش ايشان نخوابيده باشد. (جامع عباسی، شيخ بهايی)

Thursday, April 18, 2002

را�ع بن سلمه گويد: روز جنگ نهروان همراه علی بن ابيطالب صلوات الله عليه بودم. هنگامی كه علی(ع) نشسته بود، سواری آمد و گ�ت:
- السلام عليك يا علی.
علی(ع) �رمود عليك السلام، مادرت مرگت را ببيند، چرا به عنوان اميرالمؤمنين بر من سلام نكردی؟
گ�ت : آری، اكنون علتش را به تو می گويم؛ در جنگ ص�ين تو بر حق بودی، ولی چون حكومت حكمين را پذير�تی، از تو بيزاری جستم و تو را مشرك دانستم. اكنون نمی دانم از چه كسی پيروی كنم، به خدا اگر هدايت تو را از گمراهيت بازشناسم، برای من از تمام دنيا بهتر است.
علی(ع) �رمود: مادرت مرگت را ببيند؛ نزديك من بيا تا نشانه های هدايت را از نشانه هاي گمراهی برای تو بازنمايم.
آن مرد نزديك حضرت ايستاد. در آن ميان سواری شتابان آمد تا نزد علی(ع) رسيد و گ�ت :
- يا اميرالمؤمنين! مژده باد تو را بر �تح، خدا چشمت را روشن كند. به خدا تمام دشمن كشته شد.
حضرت به او �رمود: زير نهر يا پشت آن؟
گ�ت : زير نهر.
�رمود : دروغ گ�تی، سوگند به آنكه دانه را شكا�د و جاندار آ�ريد، آنها هرگز از نهر عبور نكنند تا كشته شوند.
آن مرد گويد كه بصيرتم درباره علی زياد گشت.
اسب سوار ديگری دوان آمد و همان مطلب را به او گ�ت. اميرالمؤمنين(ع) همان جواب را به او گ�ت. مرد شاكی گويد كه می خواستم به علی(ع) حمله كنم و با شمشير �رقش را بشكا�م. سپس دو سوار ديگر دوان آمدند كه اسبان آنها عرق كرده بود. گ�تند:
- خدا چشمت را روشن كند ای اميرالمؤمنين، مژده باد تو را به �تح، به خدا كه همه آن مردم كشته شدند.
علی(ع) �رمود: پشت نهر يا زير آن؟
گ�تند : نه، بلكه پشت نهرو چون ايشان اسبهای خود را به طر� نهروان راندند، و آب زير گردن اسبهايشان رسيد، برگشتند و كشته شدند.
اميرالمؤمنين(ع) �رمود: راست گ�تيد.
آن مرد از اسبش به زير آمد و دست و پای اميرالمؤمنين(ع) را گر�ت و بوسه داد. سپس علی(ع) �رمود:
- اينست نشانه و معجزه ای برای تو.
(اصول كا�ی، شيخ كلينی)
در احكام نكاح (قسمت پنجم)
بدانكه به محض دخول در ق�ب�ل (پس) يا در د�ب�ر(پيش) زن، پرداخت مهر او واجب می شود، خواه به عقد صحيح باشد خواه به شبهه؛ و ممكن نيست كه دخول بی مهر باشد؛ و واجب نيست در يكبار دخول كردن الاّ يك مهر، مگر در پنج موضع :
- اول آنكه شخصی كنيز ديگری را به شبهه دخول كند و در اثنای دخول كردن، آقای كنيز او را ب�روشد و تا تمام نشدن دخول در ملك آقای دوم باشد؛ و بعضی از مجتهدين گ�ته اند كه در اين صورت دخول كننده دو مهر می دهد يكی به آقای اول و يكی به آقای دوم
- دوم آنكه زن پسر را پدر به شبهه دخول كند، در اين صورت بعضی از مجتهدين برآنند كه پدر دو مهر می دهد، يك مهر به زن جهت دخول به او و يك مهر به پسر خود جهت �سخ نكاح ميان پسر و زن
- سوم آنكه شخصی زنی را نكاح كندو پسر او دختر آن زن را نكاح كند، آنگاه دختر را پدر به شبهه وطی كندو مادر پسر را، در اين صورت هركدام زودتر دخول كرده باشد مهر آن زنی را كه به شبهه دخول كرده به اضا�ه نص� مهر زن خود می ده، و آنكس كه بعد از دخول كرده نيز يك مهر و نص� مهر می دهد و در نص� مهر رجوع می كند بر كسيكه پيشتر دخول كرده باشد
- چهارم آنكه هرگاه شخصی دو زن را در دو وقت عقد كرده باشد و به زنی كه آخر عقد كرده است، دخول كند، و آنگاه ظاهر شود كه يكی مادر و ديگری دختر بوده، در اين صورت آن زنی كه به شبهه دخول به او واقع شده تمام مهر را می گيرد و آن زنی كه په پيشتر عقد او كرده اند نص� مهر را می گيرد، پس به سبب دخول كردن، يك مهر و نص� می دهد
- پنجم آنكه با زن يائسه (يعنی زنی كه از حيض ديدن مأيوس شده باشد) دخول كند و در اثنای دخول كردن او را طلاق گويد، در اين صورت مهر مسمی و مهرالمثل به آن زن می دهد، و اگر دوباره عقد كند دو مهر مسمی میدهد. (جامع عباسی، شيخ بهايی)

Wednesday, April 17, 2002

روايت است از حضرت صادق(ع) كه چون حضرت نوح(ع) سوار كشتی شد، منع �رمود عقرب را از سوار شدن بر كشتی، از بيم آنكه مخلوقات ديگر را بگزد. عقرب گ�ت: من عهد می كنم با تو كه نگزم هركسی را كه اسلام بياورد و بگويد «سَلامٌ عَلی م�حَمَّد� وَ آل� م�حَمَّد و َ عَلی ن�وح ��ی العالَمين» (اصول كا�ی، شيخ كلينی)

در احكام نكاح (قسمت چهارم)
و دختری كه هنوز نه سال نداشته باشد و شوهر با او دخول كند و مخرج حيض و بول يا مخرج بول و غائط او يكی شود، بر شوهر خود حرام ابدی می شود، اما اگر دختر، بالغ باشد و شوهرش چون با او دخول كند اين حال واقع شود، ايا حرام ابدی می شود يا نه؟ ميان مجتهدين در آن اختلا� است. همچنين اختلا� است در اينكه اگر بكارت دختری را با انگشت ببرند، آيا حرام ابدی می شود يا نه؟ و اقرب آنست كه حرام نمی شود.
و هرگاه هريك از دو شخص، دختر خود را به نكاح ديگری دهند كه مهر هريك از آنها �َرْج ديگری باشد، اين نكاح باطل است. (جامع عباسی، شيخ بهايی)
رسول خدا(ص) روزی به اصحابش �رمود : ملعونست هر مالی كه زكاتش داده نشود. ملعونست هربدنی كه زكاتش داده نشود، اگر چه چهل روز يكبار باشد. اصحاب عرض كردند : يا رسول الله! زكات مال را می دانيم، زكات بدن چه باشد؟ �رمود : اينست كه آ�ت و آسيبی ببيند (اصول كا�ی، شيخ كلينی)

- ابن بكير گويد از امام صادق(ع) پرسيدم : آيا مؤمن به جذام و پيسی و امثال آن مبتلا می شود؟ �رمود : مگر بلا جز برای مؤمن نوشته و ثابت شده است؟ (اصول كا�ی، شيخ كلينی)

در احكام نكاح (قسمت سوم)
و اگر زن بزرگ شخصی، زن كوچك او را شير دهد، هرگاه به زن بزرگ دخول كرده باشد، هر دو بر شوهر حرام می شوند ؛ و اگر دخول نكرده باشد، زن بزرگ حرام می شود و بس.
و زنانی كه شوهر داشته باشند و جمعی با ايشان زنا كنند، در اينصورت آن زنان بر آنهايی كه به آنها دخول كرده اند، حرام ابدی می شوند.
و دختران عمه و خاله بر كسی كه با عمه و خاله خود زنا كند، حرام ابدی می شوند؛ اما اگر به عمه و خاله به شبهه دخول كرده باشد، يا عقد دختران ايشان پيش از زنای ايشان واقع شده باشد، حرام نمی شوند.
و حرامند مادران و دختران و خواهران مردانی كه با ايشان لواط كرده باشند و تمام يا قسمتی از حَشَ�ه در مقعد ايشان غايب شده باشد. در اينصورت مادران و خواهران و دختران شخص لواط دهنده بر لواط كننده حرام ابدی می شوند، هرگاه عقد ايشان پيش از لواط كردن نباشد؛ ولی ميان مجتهدين اختلا� است در حرام بودن مادر� مادر او و دختر� دختر او، اما يقين است كه دختر خواهر او حرام نمی شود. (جامع عباسی، شيخ بهايی)

Tuesday, April 16, 2002

علی بن الحسين(ع) می �رمود: « من برای آدمی نمی پسندم كه در دنيا عا�يت داشته باشد و هيچ مصيبتی به او نرسد.» (اصول كا�ی، شيخ كلينی)
در احكام نكاح (قسمت دوم)
و حرام است دخول كسي بر كنيزی كه پسر او بدو دخول كرده باشد، اما اگر هريك از پدر و پسر، زن يكديگر را به شبهه دخول كنند، آيا ديگری حرام می شود يا نه؟ ميان مجتهدين در آن اختلا� است؛ و اصحٌ آن است كه حرام نمی شود. همچنين خلا� است ميان مجتهدين در اينكه كنيزی را كه پدر يا پسر دست به شهوت به او ماليده باشند يا نگاه كرده باشند به جايي كه غير از آقا (صاحب كنيز)كسی ديگر دست نتواند ماليدن و نگاه كردن، آيا به مجرد نگاه كردن يا دست ماليدن يكی حرام ابدی می شود بر ديگری؟ اقرب آنست كه حرام نمی شود، بلكه مكروه است. و بعضی از مجتهدين بر آنندكه اگر پسر دست ماليده باشد بر پدر حرام نمی شود، اما اگر پدر دست ماليده باشد بر پسر حرام می شود. (جامع عباسی، شيخ بهايی)

Monday, April 15, 2002

و اسحاق بن عمار گويد: به حضرت امام صادق(ع) عرض كردم ممكن است دعای مردی مستجاب شده باشد ولی اجابت آن به تأخير ا�تد؟ �رمود آری؛ تا بيست سال. (اصول كا�ی، شيخ كلينی)
- و ابوبصير گويد: شنيدم از حضرت امام صادق(ع) كه می �رمود همانا ممكن است مؤمن دعا كند و اجابت دعايش تا روز جمعه يا روز قيامت به تأخير ا�تد. (اصول كا�ی، شيخ كلينی)
- از حضرت امام جع�ر صادق(ع) در حديث معتبر منقول است كه هركه هزار مرتبه ماشاءالله در يكد�عه بگويد، در آن سال او را حج نصيب شود، و اگر آن سال نشود، بالاخره در يكی از سالهای ديگر شود. (م�اتيح الجنان، شيخ عباس قمی)
محمد بن يحيی از احمد بن محمد و علی بن ابراهيم، و او از پدرش، و همگي آنها از ابن محبوب، و او از ابن رباب، و او از ابی بصير روايت كرده اند كه امام صادق(ع) �رمود: « خدای تعالی به عمران (پدر مريم) وحی كرد كه من به تو پسری می بخشم كه به اذن خدا كور و پيس را درمان كند و مردگان را زنده كند. عمران اين مطلب را به زنش حنه اطلاع داد و وی چون به مريم حامله گشت �كر می كرد كه حتماً �رزندش پسر است؛ و چون مريم را زاييد گ�ت : خداوندگارا! اين چگونه پسری است كه دختر است؟... سپس چون خدای تعالی عيسی را به مريم بخشيد، او همان پيغمبری بود كه به عمران وعده شده بود. پس هرگاه ما درباره مردی از خاندان خود چيزی گ�تيم و نشد، آنرا انكار نكنيد كه در �رزند يا �رزندزاده او پيدا شود.» (اصول كا�ی، شيخ كلينی)

در احكام نكاح (قسمت اول)
بدانكه مكروه است:
- نكاح زن س�يه
- - نكاح دختری كه نگاه به عورت مادر او كرده باشند
- نكاح زن سنی
- عقد كردن در وقتی كه قمر در برج عقرب باشد
- عقد كردن در سه روز آخر ماه
- ترك بسم الله در حالت دخول
- در حال جماع نگاه كردن به �رج زن؛ ولی كراهت ديدن اندرون آن بيشتر است و بعضی از مجتهدين اين را حرام می دانند
- سخن گ�تن در حال جماع خصوصاً مرد مگر ذكر خدای تعالی
- نكاح زن با مرد �اسق خصوصاً اگر شرابخوار يا سنی يا مستضع� باشد
- نكاح كردن زنان سياه پوست سوای زنان مملكت نوبی (؟)
- ريختن منی در غير �رج زن آزادی كه به عقد دائم او را خواسته باشند بی اذن او
- خوابيدن ميان دو زن آزاد؛ اما خوابيدن ميان دو كنيز مكروه نيست
(جامع عباسی، شيخ بهايی)
محمد از احمد، و او از ابن محبوب، و او از جميل بن صالح، و او از ابن بن تغلب نقل كنند كه گ�ت از امام ابی عبدالله جع�ر صادق(ع) پرسيدم كه زمين بر چه استوار است؟ �رمود بر ماهی. گ�تم ماهی بر چيست؟ �رمود بر آب. پرسيدم آب بر چيست؟ �رمود بر صخره. پرسيدم صخره بر چيست؟ �رمود بر خاك نمناك. پرسيدم خاك نمناك بر چيست؟ �رمود هيهات كه در اينجا ديگر دانش علما گم گشته است.
(روضة من الكا�ی، شيخ كلينی)

Sunday, April 14, 2002

از حضرت صادق نقل شده است كه : علم نا�عی كه سبب نجات بشود، �قط توحيد و امامت و علومی است كه از حضرت رسول الله(ص) بما رسيده است. از ساير علوم آنچه براي �هميدن كلام اهل بيت رسالت لازم است، مانند عربی و صر� و نحو و منطق، بايد خوانده شود، و غير آن يا لغو و بي�ايده و تضييع عمر، و يا احداث شبهه است در ن�س، كه بيشتر موجب ك�ر و ضلالت می شود. (عين الحيوة، علامه مجلسی)
از حضرت امام جع�ر صادق(ع) منقول است كه شخصی به خدمت حضرت رسول(ص) آمد و گ�ت برادرم از درد شكم آزار دارد. �رمود كه بگو اندكی عسل با آب گرم بخورد. روز ديگر آمد و گ�ت خورد و ن�ع نكرد. �رمود كه باز عسل بخورد و ه�ت مرتبه سوره حمد نيز بخواند. چوت آن شخص ر�ت حضرت به اطرا�يان �رمود: « برادرش منا�ق است و خوردن عسل با الحمد هم برايش م�يد نمی شود.» (حلية المتقين، علامه مجلسی)

- علی بن محمد از محمد بن صالح روايت كند كه گ�ت: كنيزی داشتم كه از او خوشم می آمد. به حضرت مهدی (در زمان غيبت صغری) نامه نوشتم كه با علم كامل خود مرا در امر باردار كردن او راهنمايی كند. جواب آمد: « باردارش ساز، خدا هرچه خواهد می كند.» پس با او نزديكی كردم و آبستن شد. سپس بچه را سقط كرد و خودش هم مرد. (اصول كا�ی، شيخ كلينی)

در احكام دخول بر زن (قسمت چهارم)
و مكروه است دخول كردن بر كنيز هرگاه ط�لی آنجا باشد كه نگاه كند؛ و وطْی(جماع) كنيز �اجره و كنيزی كه از زنا به هم رسيده باشد، جايز است؛ و منی در غير �رْج كنيز ريختن نيز جايز است؛ و صاحب كنيز می تواند به ديگری دخول كردن در كنيز خود را حلال كند و اين قسم از خواص �رثه ناجيه اثنی عشريه است. در اينصورت وطْی كردن كنيز به مجرد گ�تن صاحبش كه «دخول كردن بر او را بر تو حلال كردم»، حلال می شود و تعيين مدت شرط نيست. پس اگر بوسه دادن يا دست ماليدن به بدن او را حلال كند، دخول كردن به او جايز نيست؛ اما اگر دخول كردن را حلال كند، بوسه دادن و دست ماليدن به بدن او جايز و حلال است.
(جامع عباسی، شيخ بهايی)